أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

44

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

ظهر الغيب ائمّهء هدايت‌شعار و منشأ عزّتش به ظاهر نسبت بىعيب خواقين كامكار . پادشاهى را چون حق ثابت در مركز سيادت قرار داده و دين‌پناهى را به دستيارى سلطنت پرده از روى كار گشاده . مثنويّه « 1 » پدرش تا على صفى و ولى * مادر او خديجه بنت على از نسب يافته كماهى را * پادشاهى و دين‌پناهى را پدر او ز نسبت اجداد * من على لكل قومٍ هاد مادر او ز رتبت امّ و ابّ * شاه و شهزاده از عُلوّ نسب هر كرا قدر اين‌چنين باشد * شايد از چرخ در نگين باشد حكم او مهر و ماه را همراه * زير فرمان او سفيد و سياه چون يك چند حضرت شاه دولتمند بر مسند بلند آباى ارجمند متمكّن بود و نهال خجسته‌اقبال دولت بىهمالش « 2 » روزبه‌روز در بوستان جاه و جلال به امداد آب و هوا در سرزمين نشو و نما مرتبه بر مرتبه افزود ، دانست كه نخل بارورش را موسم ميوه‌فشانى و ابر فيض‌پرورش را موعد [ 55 ] نيسانى است . بنابرآن جمعى از مريد كه از قديم و جديد با طالع مسعود و بخت سعيد گرد دولت‌سراى آن حضرت مىگرديدند هاله‌صفت پيرامن ماه جمع گشته از اين مقوله سخن در ميان آوردند و بالاخره راى و رويّت آن گروه صافى طويّت بر اقدام جهاد و اسر و قتل كفّار بلاد قرار يافت قاصدان به اطراف فرستاده زمره‌اى اصحاب ارادت را از خيال احراز آن سعادت آگاه كردند و به اندك زمانى اهل جهانى در آستانهء غزا آشيانهء سلطان حيدر جمع شدند و به تهيّه و سرانجام اسلحه و اسباب غزو و جهاد در ميانهء اصحاب اخلاص و اعتقاد صلا در دادند . و چون روزبه‌روز نيّر اقبال حيدرى عالم‌افروزتر مىگشت از وفور اخلاص كه حسن بيك را نسبت به آن خاندان ثابت بود ، نوبت ديگر خواست كه نسبت قرابتى سلطان حيدر با دودمان آن پادشاه بلنداختر سمت التيام گيرد و رتبت خاليتش « 3 » از صورت مواصلت

--> ( 1 ) . و : « مثنويه » ندارد ( 2 ) . و : همايش ( 3 ) . و : خوائيت .